۸ اکتبر ۲۰۲۳، یک روز پس از آغاز طوفان الاقصی: وقتی چهار سال پیش به اسرائیل رفتم و تجربههایم را برای دوست و همکار و فامیل تعریف میکردم، یکی از همکاران سابق که تحت تاثیر ملی-مذهبیها و اصلاحطلبان بود، بهشدت خشمگین شد. وقتی گفتم که دلم میخواهد چند سالی را در اسرائیل بگذرانم و از آنها سختکوشی و راه و چاه زنده کردن بیابانها را به روشهای طبیعتمحور بیاموزم، طاقتش طاق شد و هر چه از دهانش در میآمد، گفت. به شدت هم از اینکه به باغ بهائی در حیفا رفته بودم ناراحت بود. او که هنوز هم به شدت عاشق دکتر یزدی است و به آموزشهای چریکی جماعتی از نهضت آزادی در مصر افتخار میکند، طوری حرف میزد که یاد احمدینژاد افتادم. بدون تردید، بسیاری از کسانی که میشناسیم، شستشوی مغزی شدهاند و میترسند باورهای قدیمی را از دست بدهند. اینکه باورهای غلط و نفرت از «دیگری» را از دست بدهیم، چیز بدی نیست. آشنا شدن با واقعیت به جای چسبیدن به حقیقت ایدئولوژیک یکی از بایدها است.
۲ اوت ۲۰۲۴، پس از ترور اسماعیل هنیه: اسرائیل با همکاری عزرائیل، کار اسماعیل را یکسره کرد…
۲۰ اکتبر ۲۰۲۴، پس از جان باختن یحیی سنوار: کسی که ۱۸۰ ساعت یحیی سنوار را بازجویی کرده، دربارهاش میگوید که سنوار با قمه میکشت…فلسطینیهایی را که خیال میکرد با اسرائیل همکاری کردهاند…به کشتن اسرائیلیها با قمه علاقه داشت… متاسفم که قهرمان بسیاری از هموطنانی که مغزشان را شستشو دادهاند، یک قاتل بالفطره بوده است.
