پرش به محتوا

بیانیه تحلیلی گروه «برای فلسطین» پیرامون دی‌ماه خونین ۱۴۰۴

    برای فلسطین

    غزه، یمن تا تهران؛ وحدت زحمتکشان

     ▪️از سیاستِ تعدیلِ بولدوزر سازندگی و بازخرید اجباری و اخراج میلیون‌ها کارگر در دهه هفتاد، خروج میلیون‌ها کارگر از شمول قانون کار در کارگاه‌های زیر ۱۰ نفر در دوره گفت‌و‌گوی تمدن‌های رئیس جمهور خندان اصلاحات، تقدیر رئیس صندوق بین‌المللی از احمدی‌نژاد بابت هدفمندسازی یارانه‌ها، افزایش قیمت بنزین و طرح کاج دولت بنفش تا حذف ارز ۴۲۰۰ و مولدسازی سید محرومان، دولت را به قدری چابک ساخته که در میان کشورهای خاورمیانه، کم‌هزینه‌ترین آن‌ها به شمار می‌آید، به‌طوری که نسبت مخارج دولت به تولید ناخالص داخلی به کمتر از ۱۳ درصد رسیده است؛ این یعنی ششمین دولت کوچک دنیا!

    ▪️بهای این رکورد تاریخی را بیش از ۹۰ درصد کارگران با قراردادهای غیر رسمی و موقت‌، بیش از ۲۰ میلیون نفر حاشیه‌نشین‌، کارتن‌خواب، گورخواب، ماشین‌خواب، هزاران نفری که هزینه‌های درمان آنها را به زیر خط فقر می‌کشاند و یک میلیون دانش‌آموز بازمانده‌ از تحصیل پرداخت کرده‌اند. لحظه‌ای نیست که با شنیدن افزایش قیمت دلار و متعاقب آن، افزایش قیمت کالاهای ضروری، تن و بدن‌مان به لرزه نیفتد و بیش از پیش نسبت به آینده‌ خود و فرزندانمان ناامید نشویم. اظهرمن‌الشمس است که موج گرانی چیزی نیست جز سیاست بازتوزیع سود از جیب فقرا به آخور سرمایه‌داران. این وضعیت همان‌قدر که به زیان محرومان جامعه است، به سود کارخانه‌داران و دلالانِ ارز، سکه و طلا تمام می‌شود: کارخانه‌دارانی که به یُمن کمترین دستمزد کارگران در خاورمیانه و فروش کالاهای خود به قیمتِ دلارِ روز، هر چه بیش‌تر ثروت اجتماعی را می‌چاپند و دلالانی که با احتکار طلا و ارز، روز‌به‌روز فربه‌تر می‌شوند.

    ▪️این وضعیت همواره با واکنش‌هایی در قعر جامعه روبه‌رو بوده و بدون پاسخ نمانده است؛ از شورش خونین گرسنگان و حاشیه‌نشینان کوی طلاب و اسلام‌شهر در دهه هفتاد، خاتون‌آباد و شهر بابک در دهه هشتاد تا اعتراضات دی ماه ۹۶ و آبان ۹۸، همگی تأییدی است بر این ادعا. خصلتِ مشترک تمامی این اعتراضات بر خلاف جنبش‌های ارتجاعی تیر ۷۸، جنبش سبز و زن‌زندگی‌آزادی، محتوای معیشتی آن بوده است؛ آن‌چه که توده‌های محروم و عاصی را به خیابان می‌کشاند، هزینه اجاره‌خانه، سرکوب دستمزدها، بیکاری و تورم است، نه آزادی پوشش و ارزش پاسپورت. اما این تمام ماجرا نیست!

    ▪️طبیعت از خلأ بیزار است؛ در نبود سازمان‌دهی و تشکیلات مترقی، انواع و اقسام جریانات فاشیستی و سرنگونی‌طلب فضای اعتراضات را در دست گرفته و فرم این خیزش‌های اجتماعی بیانی ارتجاعی و براندازانه پیدا می‌کند. مصداق عینی این وضعیت، افرادی همچون احمد باطبی و مسیح علینژاد هستند: چهره‌هایی که دم خروس دموکراسی‌خواهی‌شان در ۷۸ و ۸۸ بیرون زد و به‌واسطه خلأ سازمان‌دهی، به سخنگویان جعلی اعتراضات بدل شدند.

    ▪️در روزهای اخیر، تیغ نیشترگری دولت پزشکیان برای جراحی اقتصادی با حذف ارز ترجیحی و افزایش قیمت بنزین و اقلام ضروری موج جدیدی از شوک درمانی را به راه انداخت و دوباره مردم را به خیابان‌ها کشاند. بدون شک، زمانی که قیمت روغن سه برابر و همزمان احتکار می‌شود و مرغ و برنج و گوشت قرار است برای همیشه از سفره‌ محرومان جامعه رخت بر‌بندد و به کالایی لوکس بدل ‌شود، حضور جوانان میلیتانت در خیابان با رفتارهای وندالیستی دور از ذهن نیست. اما این فقط بخشی از واقعیت است؛ در تمام این سال‌ها، هر گاه اعتراضی شکل گرفته – فارغ از درون‌مایه‌ آن – بلافاصله پادوها و مزدورانی چون ایران‌اینترنشنال، بی‌بی‌سی، صدای آمریکا، سلطنت‌طلب‌ها، مجاهدین، پژاک، کومله و پاک، جیش‌العدل، الاحوازیه و  انواع و اقسام جریانات چپ پروناتو، سلبریتی‌های اجاره‌ای و روشنفکران قلم‌به‌مزدِ سرمایه، به اتفاق ستون پنجم داخل کشور، به تکاپو می‌افتند و مردم را به درگیری خشونت‌آمیز خیابانی تشویق می‌کنند و قداره‌بند و قمه‌کش و مسلحین خیابانی را سازمان می‌دهند تا جامعه را به انهدام و پرتگاه جنگ داخلی بکشانند.

    ▪️این‌بار این دسته‌جات صهیوفاشیستی از سازماندهی بسیار بالایی برخوردار بودند و چنانچه مشاهده شد، خیابان را از عرصه اعتراض به معضلات معیشتی به سلاخ‌خانه اجساد تبدیل کردند. اگر تا قبل از این واقعه «رضا شاه، روحت شاد» سر داده می‌شد، این‌بار با فراخوان ربع پهلوی به خیابان‌ها آمدند و «این آخرین نبرده، پهلوی برمی‌گرده» را فریاد زدند؛ اگر «فلسطینُ رها کن فکری به حال ما کن» به گوش می‌رسید، این بار با کوکتل مولوتوف به محل اقامت خانم سلام الزواوی، سفیر فلسطین در تهران، یورش بردند

    ▪️دلالت‌های سیاسی و اجتماعی اعتراضات و خیزش‌ها به مرزهای جغرافیایی داخل کشور محدود نمی‌ماند. با توجه به موقعیت کنونی ایران در مناسبات بین‌المللی و در عصری که تاریخ هر چه بیشتر جهانی ‌می‌شود، تحلیل وضع موجود بدون بررسی نقش امپریالیسم، تحلیلی ابتر است. ناتوانی رقابت اقتصادی بلوک غربی با چین و جنگ فرسایشی‌اش با روسیه سبب شده است تا آمریکا برای جلوگیری از زوال هژمونی خود سروقت حلقه‌های ضعیف این زنجیره برود، تا جایی‌که بتواند، با توسل به «انتخابات آزاد» و اعطای کمک‌های نقدی در آمریکای لاتین، دولت‌های «به اصطلاح سوسیالیستی» آرژانتین، بولیوی و شیلی را از سر راه برمی‌دارد و دولت‌های فاشیستی و بازار آزادی سرسپرده‌ی خود را جایگزین می‌کند؛ در غیر این‌صورت، طی یک شبیخون، رئیس‌جمهور مشروع و قانونی یک کشور را می‌قاپد و دادگاهی‌اش می‌کند. سگ زنجیری‌اش نیز به ایران حمله می‌کند و هر روز با نقض آتش‌بس، حزب‌الله لبنان را زیر ضرب می‌برد، مساحت بیشتری از اراضی سوریه را ضمیمه خاک خود می‌کند و سومالی‌لند را جهت پیش‌برد سیاست‌های جنگ‌طلبانه‌اش به رسمیت می‌شناسد. در نتیجه، آشکار است در وضعیت کنونی منافع امپریالیسم بدون جنگ‌افروزی و تشدید تنش در سطح جهانی تحقق نمی‌یابد.

    ▪️مساله فلسطین نیز جدا از این دخالت‌های امپریالیستی نیست. خلق تحت ستم فلسطین کمتر از سه سال پیش در ۷ اکتبر، قیام قهرمانانه‌ طوفان‌الاقصی را رقم زد: قیامی که تاریخ را به پیش و پس از خود تقسیم کرد؛ رخدادی که حاصل ۷۵ سال کوچ اجباری، سلب مالکیت، نسل‌کشی و انسداد تمامی ‌راه‌حل‌های مسالمت‌آمیز بود. توافق ابراهیم و طرح آیمک نیز آخرین میخی بود بر تابوت مساله فلسطین تا برای همیشه به طاق نسیان تاریخ سپرده شود. به این ترتیب، طوفان‌الاقصی نه نتیجه‌ ماجراجویی‌های حماس و سایر جریانات مؤتلفه‌اش، بلکه خواست مردمی بود که از ۱۷ سال پیش، در بزرگترین زندان روباز جهان حبس شده و از بدیهی‌ترین حقوق انسانی خود همچون رفت‌وآمد و دسترسی به اقلام اساسی محروم مانده‌اند. در این میان، رژیم صهیوفاشیستی اسرائیل که نکبت، کشتار دیریاسین، صبرا و شتیلا و … را در کارنامه خود ثبت کرده بود، طوفان‌الاقصی را به فرصتی تبدیل کرد تا در انظار جهانیان عمق رذالت «قوم برگزیده» را به نمایش بگذارد و به قول فینکلشتاین «تمام اهریمنان درونشان را رها کنند».

    ▪️در سطح بین‌المللی نیز طوفان‌الاقصی در ضدیت تمام و کمال با نظم تک قطبی امپریالیسم غربی به سرکردگی آمریکا و شیخ‌نشینان مزدورش در منطقه قرار می‌گرفت، نظمی که آمریکا جایگاهش پلیس جهان و اسرائیل ژاندارم آن در منطقه است. در طرف مقابل، کشورهای حامی نظام چند قطبی – در رأس آنها چین و روسیه – نیز نه تنها با آن همراهی نکردند، بلکه کمافی‌السابق مراودات تجاری خود با رژیم صهیونیستی را ادامه دادند و به محکوم کردن جنایات اسرائیل در حد چند بیانیه اکتفا کردند؛ حزب‌الله لبنان آتش‌بس تحمیلی را پذیرفت، دولت اسد در سوریه فروپاشید و خلق مظلوم فلسطین به تنهایی در این نبرد نابرابر مقاومت کرد.

    ▪️در این میان، پیگیری آرمان فلسطین که یکی از ستون‌های اصلی ایدئولوژیک برای حاکمیت ایران از سال ۵۷ به شمار می‌رفت به امری دیپلماتیک بدل شد، به‌طوری‌که قطعنامه‌ دو دولتی را امضا کرد، وارد فاز تدافعی شد و تاکتیک کاهش تنش با اسرائیل را برگزید و «وعده صادق» را تنها پس از تعرضات آشکار رژیم صهیونیستی عملی کرد. شایان ذکر است در سطح داخلی هم تجمع مسالمت آمیز گروه «برای فلسطین» به مناسبت گرامی‌داشت سالگرد طوفان‌الاقصی سرکوب شد. به این اعتبار، طوفان‌الاقصی نوید چشم‌اندازِ جهانی عادلانه و انسانی در عصر ما بوده و هست که نظم مسلط کنونی (تک قطبی و چندقطبی) ظرفیت گنجایش آن را نداشت.
     

    کارگران، زحمتکشان و آزادگان ایران


     
    ۱- وقوع هرگونه حرکت رهایی‌بخشی، پیشاپیش، مستلزم ترسیم نقشه ‌راهی است که طی آن دوست و دشمن در داخل و خارج از کشور، از هم تمییز داده شوند. بازاریان و دلالان تهران که اعتراضات دی ماه امسال توسط آن‌ها کلید خورد همان شارلاتان‌های پاساژ علاءالدین و شانزه‌لیزه هستند که با فروش دو-سه عدد موبایل یا فروش چند دست لباس، معادل حقوق یک ماه حداقل‌بگیران به جیب می‌زنند. اگر مطالبه‌ کارگران، معلمان، پرستاران و بازنشستگان، افزایش دستمزد برای گذران یک زندگی شرافتمندانه ‌باشد، منافع این زالوها توقف مالیات و جرائم مالیاتی یا تخصیص ارز بیشتر برای واردات کالاهای «به اصطلاح اساسی» چون موبایل، لپتاپ و لباس مد روز است.

    مَخلصِ کلام، تمام جنجالی که بازاریان به راه انداخته‌ بودند بر سر تصاحب هر چه بیشتر ارزش اضافه‌ای است که کارگران با عرق جبین و دست‌های پینه‌بسته‌ خود خلق کرده‌اند.

    البته که واکنش دولت به مطالبات این صنف، خود گویای همه چیز است، به گونه‌ای که فی‌الفور به داد بازاریان می‌رسد و جرائم مالیاتی‌شان تعلیق و مالیات بر ارزش افزوده‌شان متوقف می‌شود. این در حالی است که مطالبات به حق و قانونی کارگران شرکت‌های پیمانکاری نفت و گاز جنوب کشور، سالهاست بین مجلس و مجمع پاسکاری و در دالان هزارتوی حقوقی و قانونی گم‌وگور می‌شود.

    ۲- در برهه‌ای به سر می‌بریم که تاریخ به سرعت ورق می‌خورد و هر دم تغییر و تحولاتی اساسی روی می‌دهد و جهان، و به تبع آن خاورمیانه، دستخوش آرایش نوینی می‌شود. در چنین شرایطی، هر نوع کنش‌ورزی اجتماعی نیازمند درایتی به مراتب بیشتر و آمادگی برای رویارویی با جدال‌های ژئوپلتیک است. از این رو، هر خیزشی که خواهان سعادت و رفاه همگانی است، بدون ضدیت با امپریالیسم و سینه‌چاکانش در خاورمیانه نمی‌تواند داعیه‌دار عدالت اجتماعی باشد. به راستی که چگونه ممکن است خواستار عدالت اجتماعی بود و شعار «فلسطینُ رها کن، فکری به حال ما کن» یا «نه غزه نه لبنان، جانم فدای ایران» سرداد؟ طنین این شعارها در شرایطی که صدها هزار کودک و زن و پیر و جوان فلسطینی قتل عام و چندی پیش، بیش از هزار نفر از هموطنانمان قربانی تهاجم وحشیانه‌ اسرائیل شده‌اند و سایه‌ جنگ کماکان بر کشور سنگینی می‌کند، نه مخالفت با حاکمیت، بلکه همدستی با جنایات هیولای فاشیست صهیونیستی است.

    ۳- اکنون که این بیانیه را به تحریر درمی‌آوریم، اگرچه بیش از ۳ هزار نفر قربانی جراحی اقتصادی حاکمیت و پرووکاسیون جریانات اپوزیسیون شده‌اند، نشانه‌های زیادی در آن هست برای کسانی که می‌اندیشند. پس از همه این اتفاقات، موازنه طبقاتی به نفع سرمایه‌داران سنگینی کرد؛ وفاقیون نه تنها ذره‌ای از پروژه شوک‌درمانی عقب ننشستند، بلکه به واسطه‌ جوی خون، آن را به تثبیت هم رساندند. هم‌اکنون مساله حیاتی نزد حاکمیت نه تبعات ویرانگر این پروژه، بلکه برخورد با تروریست‌ها جهت برقراری امنیت است. در طرف مقابل، کسی که مردم را به نبرد نهایی فرامی‌خواند همان بازمانده‌ دوران ارتجاعی است که مردم در سال ۵۷ بساط سلطنتی سلف‌اش را روانه زباله‌دان تاریخ کردند، همان کسی که سال‌هاست مجیز آمریکا و اروپا را می‌گوید تا ایران را در تیررس حمله نظامی قرار دهد؛ کسی که در میانه کشتار مردم غزه، پای دیوار ندبه در اسرائیل مشغول مناجات بود. این بدکاره سیاسی همان جسدمعاشی است که از مُثله‌کردن انسان‌ها در خیابان‌های ایران مشعوف می‌شود و آن را به سرمایه‌ای برای پیشبرد پروژه‌ای ارتجاعی بدل می‌کند، پروژه‌ای که طراحان و ذی‌نفعان اصلی آن آمریکا و رژیم صهیونیستی‌اند و او در این میان، تنها پاپت و مجری صحنه‌آرایی آنان است.

    ▪️این شخص و همپالکی‌هایش همان‌هایی هستند که گزاره‌ «حماس تروریست است» ترجیع‌بند جملات‌شان شده تا جنایات اسرائیل را سفیدشویی کرده و در کشتار و خونریزی هم‌قطاران فلسطینی‌مان سهیم باشند. همان‌هایی که حمایت مالی از حماس را حمایت از تروریسم قلمداد می‌کنند و تروریسم سازمان‌یافته‌ آمریکا در ربودن مادورو را شکست سوسیالیسم.

    ▪️این غلامان حلقه به گوشِ امپریالیسم، نه دوست، که دشمنان قسم‌خورده‌ ما هستند. صف خود را از آن‌ها جدا سازیم. آن‌ها را افشا و طرد کنیم. نبرد نهایی در لحظه کنونی نتیجه‌ای جز انهدام اجتماعی به بار نخواهد آورد. نیازهای فوری خیزش‌های معیشتی را دریابیم و با طرح خواسته‌های دقیق و شفاف همچون آموزش، درمان و مسکن رایگان، مانع از مصادره اعتراضات خود شویم و توازن قوای طبقاتی را به نفع زحمتکشان ایران رقم بزنیم. اکنون بیش از هر زمانی محرز است که اسرائیل نه فقط دشمن غزه یا فلسطین، لبنان یا یمن، بلکه دشمن بشریت است. لذا، سخن گفتن از فلسطین را رها نکنیم و شعار «غزه، یمن تا تهران، وحدت زحمتکشان» را به پرچم مبارزاتی خود بدل کنیم.

    افزایش دستمزد متناسب با سبد معیشت

    آموزش رایگان

    بهداشت رایگان

    مسکن رایگان

    زنده باد فلسطین

    مرگ بر امپریالیسم

    نابود باد صهیونیسم

    @For_Palestine_Ir
    به گروه «برای فلسطین» بپیوندید. (https://t.me/forpalestine_ir)

    ادمین
    Author: ادمین